خرید بک لینک
دیروز که دیدمتمی دانستمنگاهت برایم متفاوت است اما نمی دانستم قرار است بغض بشنوم و ... همین تو یک نفر... عاشقت شدم بی دلیل... دیوانه وار... از رسوایی در این دیار پشیمان نیستم زیرا باعث شد نگاهم کنی...ببینی!!! کیست که این گونه دیوانه ی توست....!!!ببینی فراموشیت محال است و محال و محال... دوستت دارم می دانم که نمی بینی اما بخوان از چشمهایم....مرا ببخش!!! دیوانگیم را ببخش لحظه ی دیدن تو برایم آرزو شده...دیگر ساده میگویم و ساده مینویسم شعله ی عشقت ثانیه به ثانیه بیشتر وبیشتر میشود..کاش میدانستی دیشبادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:15

منه از یاد رفته!!! منه بر باد رفته !!! مي نوشتم!!!می نوشتم به این امید که شاید!!! روزی در گذر ایام فراغ**تو** دلنوشته های تنهاییم را بخوانی!!!!زیرا تنها **تو** مخاطب نوشته ها يم بودی !!! گاه دلتنگ تر از هميشه و گاه تنها تر از هميشه بودم .گاه آنقدر خسته كه از ماندن و نوشتن گريزان بودم!!!! و گاه آنقدر عاشق كه نوشتن را راهي براي رسيدن به آرامش خیالی ميدانستم. ولی کاش میدانستی **ای عزیز سفر کرده** اکنون بدون وجود نازنینت آرامش و خوشبختی رویایی بیش نبوده و نیست!!!! گاه تا نزديك شكست ميرفتم اما برمیادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 7:15

یادش بخیر!!!!دیروز عاشق من بودی ، امروز عاشق عشقی دیگر!دیروز برای من میمردی ، امروز فدای قلبی دیگردیروز دیوانه ی من بودی ، امروز لیلای ، مجنونی دیگردیروز به من میگفتی دوستت دارم ، امروز به کسی دیگردیروز دلتنگ من میشدی ، امروز دلتنگ دلی دیگردیروز میگفتی که دنیای منی ، امروز دنیای تو،معشوق دیگریست دیروز تکه کلامت تنها اسم من بود ، امروز تکه کلامت عزیزم، با اسم زیبایی دیگردیروز طلوع شیرین زندگی ات با من بودم، امروز غروب شیرینت در کنار یاری دیگر دیروز با حرفهای عاشقانه ات مرا آرام میکردی، با من میخندیدی و مرا صدا میکردی ، میگفتی همه زندگی منی و مرا لحظه به لحظه عاشق خودت میکردی، اما امروز.... امروادامه مطلب

برچسب: دیروز,حسرت,امروز, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

ديگه خجالت ميكشم بگم منم ميخوامت، خجالت ميكشم بگم منم دوست دارم، آخ كه چقد احساس حقارت كردم پيش اون ،چقد تحقير شدم وقتي ديدمش و چقد بزرگي كه هيچوقت كاستي و كمبودام و بی پولیم و زشت بودنم(روزی روزگاری خداوند دو پرنده را آفرید یکی را کلاغ و دیگری را طوطی نامید. هردوی آنها زشت و سیاه بودند. طوطی به خداوند اعتراض کرد و زیبا شد ولی کلاغ به رضای خدا راضی شد و زشت باقی ماند. اکنون طوطی در قفس است و کلاغ آزاد ...)و نداریهام رو به روم نیاوردی....غرور رو تو صورتت میدیدم وقتی تو ماشینش که مدل بالا هم بود جلو دانشگاه پیادت کرد و فهمیدم من ندار از اول هم جایی تو قلبت نداشتم و فقط بازیچه ای بودم واسه یه تادامه مطلب

برچسب: نگهدار,دوست,داشتنی, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

خیلی وقت است که با تو زندگی می کنم … یعنی ، چشم هایم را که می بندم تو می آیی ! خب همین بس است برایم ! نه ؟! یعنی، تو،در رویاهایم هم آنقدر عزیز و بزرگ هستی برایم، که راضیم می کند ! … راضی که نه ! ولی خب ، چاره چیست، ؟؟!! شب ها ، همیشه عجولم برای خواب ! … برای خواب که نه ، برای بستن چشم هایم و آمدن تو !!خواب بهانه ای شده برای دوباره دیدنت... شب ها ، چراغ را خاموش می کنم ، دراز می کشم و با شوق چشم هایم را می بندم و انتظارت را می کشم ! در باز می شود … تو می آیی …! همین است زندگی من ! باورت می شود ؟؟!!… دیوانه نیستم ! ولی در رویایم همیشه در خیابان کنارم هستی . دستم را می گیری … برایم حرف می زنی … ادامه مطلب

برچسب: رویای,بودن, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

اگر روزی بر سر مزارم آمدییک وقت حرف این و آن را برایم نیاوریکمی از خودت بگوکمی از عشق تازه ات بگوبگو که بیشتر از من دوستت داردبگو که دشت شقایقت مسافر دیگری هم داردنگاهی به شمع نیمه جان مزارم کنسوختنش را ببین بیشتر نگاهش کنبا اینکه میداند لحظه ای دیگر می سوزد و میمیردولی می جنگد تا نیمه جان به دست باد!!! نمیرد..می جنگد تا لحظه ای بیشتر سنگ قبرم را روشن کندمی ماند و می سوزد تا سوختنم را باور کند …میسوزد ولی ایستاده می میرد... حال لحظه ای به خود نگاه کنمرا در خاطرات فراموش شده ات پیدا کنمیدانم اثری از اسمم درخاطراتت نیستمیدانم ردپایی از اشک و آهم نیستعشق من چه بی ارزش و ارزان بود برایتارزانتر ازادامه مطلب

برچسب: نامه,برای,همیشگی, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

*****اینجا خبری از عکسهای بازیگران و هنرپیشهها نیستاینجا لینکی برای دانلود فیلم و آهنگ و کلیپ پیدا نخواهید کرداینجا خبری از زنده باد و مرده باد نیست!!!!اینجا چیزی به غیر از سوز دل نیستاینجا تنها دلنوشتههایست از دل سوخته ام برای او که رفت...*****توضیحاتی در مورد وبلاگ:نویسنده در مورد درج یا تعدیل نظرات ارسال شده(((در موارد خاص))) با احترام به **مخاطبین گرامی** مختار میباشد...با تشکر از حضور پر مهرتان...باور کن خیلی حرف است هنوز وفادار دستهایی باشی که حتی یکبار هم لمسشان نکردایادامه مطلب

برچسب: باور,ندارد, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

ﺧﺪاﯾﺎ دﻟﮕﯿﺮ ﻧﺸﻮ از ﻣﻦ ...وﻟﯽ ﺗﻪ ﻧﺎﻣﺮدﯾﻪ دﻧﯿﺎت!!!!
چه ساده به او دل بستم و فکر کردم از شر تنهایی رهایی یافته ام اما...
اما ساده تر از اینکه دل ببندم،نگذاشتند بهم برسیم!!!!و تازه معنی تنهایی را درک میکنم!!!!!
نفرین به تنهایی!!!
رهایم کنید!!!!!میخواهم در آلاچیق تنهایی ام، به درد خود بمیرم.


برچسب: بگذارید,آلاچیق,تنهایی,بمیرم, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

منه از یاد رفته!!! منه بر باد رفته !!! مي نويسم!!!مینویسم به این امید که شاید!!! روزی در گذر ایام فراغ**تو** دلنوشته های تنهاییم را بخوانی!!!!زیرا تنها **تو** مخاطب نوشته ها يم هستی!!!گاه دلتنگ تر از هميشه ام و گاه تنها تر از هميشه .گاه آنقدر خسته كه از ماندن و نوشتن گريزانم!!!!و گاه آنقدر عاشق كه نوشتن را راهي براي رسيدن به آرامش خیالی ميدانم. ولی بدان ای عزیز سفر کرده بدون وجود نازنینت آرامش و خوشبختی رویایی بیش نیست!!!!گاه تا نزديك شكست ميروم اما بلند ميشوم دوباره...اما تا به کی؟؟؟؟دریغ که روزی خواهم شکست از غم هجران وفراغت!!!!و آنروز زیر خروارها خاک بر سر مزارم!!!!!نبودنم را باور خواهی ادامه مطلب

برچسب: نویسم,برای, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

سخــت تریـــن کارٍ دنیـــا بی محلـــی کــردن به کســـی است که بـا تمـــامٍ وجـــود دوسش داری... دیروز که دیدمتمی دانستمنگاهت برایم متفاوت است امانمی دانستم قرار است بغض بشنوم و ...همین تو یک نفر...عاشقت شدمبی دلیل...دیوانه وار...از رسوایی در این دیار پشیمان نیستم زیرا باعث شد نگاهم کنی...ببینی!!! کیست که این گونه دیوانه ی توست....!!!ببینی فراموشیت محال است و محال و محال... دوستت دارممی دانم که نمی بینی امابخواناز چشمهایم....مرا ببخش!!! دیوانگیم را ببخش لحظه ی دیدن تو برایم آرزو شده...دیگر ساده میگویم و ساده مینویسم شعله ی عشقت ثانیه به ثانیه بیشتر وبیشتر میشود..کاش میدانستی دیشب را نیز مثل هرادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

منه از یاد رفته!!! منه بر باد رفته !!! مي نوشتم!!!می نوشتم به این امید که شاید!!! روزی در گذر ایام فراغ**تو** دلنوشته های تنهاییم را بخوانی!!!!زیرا تنها **تو** مخاطب نوشته ها يم بودی !!!گاه دلتنگ تر از هميشه و گاه تنها تر از هميشه بودم .گاه آنقدر خسته كه از ماندن و نوشتن گريزان بودم!!!!و گاه آنقدر عاشق كه نوشتن را راهي براي رسيدن به آرامش خیالی ميدانستم. ولی کاش میدانستی **ای عزیز سفر کرده** اکنون بدون وجود نازنینت آرامش و خوشبختی رویایی بیش نبوده و نیست!!!!گاه تا نزديك شكست ميرفتم اما برمی خاستم !!!چون تو روح امید را در من می دمیدی اما...امادریغ که دیگر شکستم از غم هجران وفراغت!!!!و امروزادامه مطلب

برچسب: دیگر,نویسم,بدانی,تمام,بهانه,نوشتنهایم,توبودی, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

خیلیا عاشق شدن و خیلیا تنهــــا...

خیلیا از بینمون رفتن...

خیلیا بینمون اومدن...

گریه کردیم و خندیدیم...

زندگی بر خلاف آرزوهامون گذشت...

♥ آرزو دارم سالی که پیش رو دارید آغاز روزایی باشه که آرزو دارید ♥

برچسب: خداحافظ, نویسنده: مهراد صالح‌پور تاريخ: دوشنبه 30 مرداد 1396 ساعت: 18:16

صفحه بندی